|
به مجنون چون رسیدم یا علی گفت
زلیلی هم رسیدم یا علی گفت
مگر این وادی دارالجنون است
که هر دیوانه دیدم یا علی گفت
چمن با ریزش باران رحمت
دعایی کرد او هم یا علی گفت
یقین پروردگار آفرینش
به موجودات عالم یا علی گفت
دمی که روح در آدم دمیدند
زجا برخاست آدم یا علی گفت
چگونه زنده می شد جان مرده
یقین عیسی بن مریم یا علی گفت
علی را ضربتی کاری نمی شد
گمانم ابن ملجم یا علی گفت
مگر خیبر زجایش کنده می شد
یقین آنجا علی هم یا علی گفت

ارسال به |