تبليغاتX
یک فنجان چای در خانه دل . . .
یک فنجان چای در خانه دل . . .

هر شب با مطالب جدید. . .


فکر کردی یادم نیست نه؟؟؟؟!!

۳سال پیش در چنین روزی خدا یکی از بهترین فرشته هاش رو از زمین برداشت آخه می دونید که میگن خدا گل چینه فقط گلهارو می چینه. ۳سال پیش در چنین روزی یکی از پیشمون رفت که شاید اون موقع خیلی نمی شناختمشون ولی حالا بعد از ۳سال حتی بیشتر از پدر خودم دوستشون دارم.  خدا نعمتی رو از ما گرفت که بعد از ۳سال هنوز هر روز بیشتر نبودنش احساس میشه.

امشب دلم خیلی گرفته کاش اون موقع بیشتر می شناختمشون کاش می تونستم برم دستشونو ببوسم بگم خیلی دوسشون دارم کاش می تونستم برم پیششون و بگم که چقدر به وجودشون نیاز دارم چقدر جاشون خالیه چقدر.... دلم خیلی براشون تنگ شده

 می دونم دلت گرفته بود می دونم هوای چشمای قشنگت بارونی بود می دونم دلت خیلی تنگ شده ولی دیشب هر کاری کردم نتونستم پیدات کنم نمی دونم کی آرومت کرد ولی عزیزم من همیشه با تمام وجود کنارتم دلم نمی خواد چشمات رو غمگین ببینم

یکشنبه 23 فروردین1388 توسط تینا |

دوست دارم

یکي را دوست مي دارم
                يکي را دوست مي دارم
نگاهش مي کنم
شايد
بخواند از نگاه من
که او را دوست ميدارم
ولي افسوس او هرگز
نگاهم را نمي خواند
به برگ گل نوشتم من
که او را دوست مي دارم
ولي افسوس او گل را
به زلف کودکي آويخت
تا او را بخنداند
        يکي را دوست مي دارم
                  يکي را دوست مي دارم

شنبه 22 فروردین1388 توسط تینا |

نوروزتان پیروز

سلام دوستای خوبمون

خوبید؟خوش میگذره؟تا امروز سال خوبی داشتین؟

به همه ی عاشقایی که با اومدن یه سال جدید یک سال دیگه به عشقشون و با هم بودنشون اضافه شده تبریک میگم. خوشحالم که یه سال دیگه از با هم بودن ها از لحظه های زیبا و به یاد موندنی گذشت واسه همه دعا می کنم که سال ۸۸ پر بارتر و قشنگتر از سال گذشته باشه

البته واسه تمام کنکوری ها دعا می کنم قبول بشن و بتونند یه سال خوب داشته باشند

از اینکه اینقدر دیر آپ کردیم شرمنده من و امیر یه کاری داریم با هم انجام می دیم که خیلی مشغولمون کرده  به امید خدا تا آخر فروردین تموم میشه و خبرش و بهتون می دیم

راستی دروغ سیزده به هم گفتید؟؟به من و امیر جووونم هم دروغ سیزده بگید البته می دونم سیزده گذشته اما دوست دارم دروغاتون رو راجع به خودمون بخونم  مرسیییییییییییییی

اینم یه عکس که نشون میده ما هنوز هم سنت های ایرانی بودنمون رو حفظ کردیم این هفت سین در اعماق آبهای خلیج همیشه فارس برای ماهی ها ست

جمعه 14 فروردین1388 توسط تینا |

یه سلام بارونی

سلام دوست جوناي مهربون از اين که يه مدته غيبمون زده شرمنده راستش يه چند وقتي اوضاع پيچيده شده و سرمون شلوغ شده واسمون دعا کنيد

به جز گربه سياه و سفيد و گل کاکتوس کسي حاضر نشد تا آن شب با من براي ديدن شهاب باران به بالکن بيايد خيلي نگذشت که شهاب ها آمدند يک شهاب..دو شهاب..سه..

و ما در اتداد هر شهاب آرزويي را روانه آسمان مي کرديم.خوشبختانه آنقدر شهاب بود که گنجايش تمام آرزوهاي مارا داشته باشد! تمام آن شب فکر مي کردم که آرزويي را جا نزاشته باشم و يا اصلاْ حرفهايم به گوش آسمان مي رسد؟فردا صبح کاکتوس يک شکوفه کوچک داده بود.

                          نمي دانم آرزوي کاکتوس شايد همين بود

چهارشنبه 23 بهمن1387 توسط تینا |

فروغ فرخزاد


سلام دوستان خوبمون عزاداری هاتون قبول

 ۱۵ دی سالروز تولد فروغ فرخزاد بود شاعر مورد علاقه من. به همین مناسبت من یکی از اشعارش رو که دوست دارم براتون گذاشتم تقدیمشم می کنم به عشقم...

عاشقانه

اي شب از روياي تو رنگين شده

سينه از عطر توأم سنگين شده

اي بروي چشم من گسترده خويش

شاديم بخشيده از اندوه بيش

همچو بارانب که شويد جسم خاک

هستيم ز آلودگي ها کرده پاک

اي تپش هاي تن سوزان من

آتشي در سايه ي مژگان من

با توأم ديگر ز دردي بيم نيست

هست اگر جز درد خوشبختيم نيست

درد تاريکيست درد خواستن

رفتن و بيهوده خود را کاستن

سر نهادن بر سيه دل سينه ها

سينه آلودن به چرک کينه ها

اي به زير پوستم پنهان شده

همچو خون در پوستم جوشان شده

گيسويم را از نوازش سوخته

گونه هام از هر خواهش سوخته

اي مرا با شور و شعر آميخته

اين همه آتش به شعرم ريخته

چون تب عشقم چنين افروختي

لاجرم شعرم به آتش سوختي

 

پنجشنبه 19 دی1387 توسط تینا |

یا علی....

به مجنون چون رسیدم یا علی گفت

زلیلی هم رسیدم یا علی گفت

مگر این وادی دارالجنون است

که هر دیوانه دیدم یا علی گفت

چمن با ریزش باران رحمت

دعایی کرد او هم یا علی گفت

یقین پروردگار آفرینش

به موجودات عالم یا علی گفت

دمی که روح در آدم دمیدند

زجا برخاست آدم یا علی گفت

چگونه زنده می شد جان مرده

یقین عیسی بن مریم یا علی گفت

علی را ضربتی کاری نمی شد

گمانم ابن ملجم یا علی گفت

مگر خیبر زجایش کنده می شد

یقین آنجا علی هم یا علی گفت

ارسال به داغ کن - کلوب دات کام

شنبه 30 آذر1387 توسط تینا |

یه زن خوب کیه؟؟؟

يك ضرب المثل قديمي كه مادربزرگها خوب بلدن اينه كه زن خوب بايد در آن واحد كه كلفت و كدبانوي خوبيه ؛ تو رختخواب هم خوب سرويس بده. اين روزها اضافه كنيد بايد پول هم خوب در بياره....


ادامه مطلب

جمعه 15 آذر1387 توسط تینا |

زیبایی زن

يک پسر کوچک از مادرش پرسيد: چرا گريه مي کني؟
مادرش به او گفت: زيرا من يک زن هستم.
پسر بچه گفت: من نمي فهمم.
بعد پسر بچه از پدرش پرسيد چرا مادر بي دليل گريه مي کند؟
پدرش تنها توانست به او بگويد: تمام زنها براي هيچ چيز گريه مي کنند. پسر کوچک بزرگ شد و به يک مرد تبديل گشت. ولي هنوز نمي دانست که چرا زنها بي دليل گريه مي کنند.
بالاخره سوالش را براي خداوند مطرح کرد و مطمئن بود که خدا جواب را مي داند.
او از خدا پرسيد: خدايا چرا زنها به آساني گريه مي کنند؟
خدا گفت: زماني که زن را خلق کردم، مي خواستم که او موجود به خصوصي باشد. بنابراين نشانه هاي او را آنقدر قوي آفريدم تا بار همه دنيا را به دوش بکشد و همچنين شانه هايش آنقدر نرم باشد که به بقيه آرامش بدهد.
من به او يک نيروي دروني قوي دادم تا توانايي تحمل زايمان بچه هايش را داشته باشد و وقتي آنها بزرگ شدند توانايي تحمل بي اعتنايي آنها را نيز داشته باشد.
به او توانايي دادم که در جايي که همه از جلو رفتن نا اميد شده اند او تسليم نشود و همچنان پيش برود.

 
به او توانايي نگهداري از خانواده اش را دادم. حتي زماني که مريض يا پير شده است بدون اينکه شکايتي کند.
به او عشقي دادم که در هر شرايطي بچه هايش را عاشقانه دوست داشته باشد. حتي اگر آنها به او آسيبي برسانند. به او توانايي دادم که شوهرش را دوست داشته باشد و از تقصيرات او بگذرد. هميشه تلاش کند تا جايي در قلب شوهرش داشته باشد. به او اين شعور را دادم که درک کند، يک شوهر خوب هرگز به همسرش آسيب نمي رساند. اما گاهي اوقات توانايي همسرش را مي آزمايد و به او اين توان را دادم که تمامي اين مشکلات را حل کرده و با وفاداري کامل در کنار شوهرش باقي بماند و در آخر به او اشکهايي دادم که بريزد. اين اشکها فقط مال اوست و تنها براي استفاده اوست. در هر زماني که به آنها نياز داشته باشد، او به هيچ دليلي نياز ندارد تا توضيح دهد چرا اشک مي ريزد.
خدا گفت: مي بيني پسرم! زيبايي يک زن در لباسهايي که مي پوشد نيست، در ظاهر او نيست، در شيوه آرايش موهايش نيست. بلکه زيبايي يک زن در چشمانش نهفته است. زيرا چشمهاي او دريچه روح اوست و در قلب او، جايي که عشق او به ديگران در آن قرار دارد.

ارسال بهداغ کن - کلوب دات کام

یکشنبه 26 آبان1387 توسط تینا |

راز دست ها

معمولا" هيچ کس به ما چطور دست دادن رو ياد نميدهد اما اگه دقت کرده باشي خانم ها و آقايون به اشکال مختلفي دست ميدهند که اين دست دادن ها مي تواند قسمتي از شخصيتشان را فاش کند...

 


ادامه مطلب

شنبه 18 آبان1387 توسط تینا |

آفتاب. . .

آفتاب کم کم از لای ابرها خود را به زمین رساند و بر شقایق تابید تا او را گرم کند و سرخ ترش کند ولی ابر ها مجال به او ندادند و گرد هم آمدند و شروع به پچ پچ کردند و خبر از مرگ قناری دادند و گریستند و اشکشان نم نم سرازیر شد و روی برگ های بابونه وحشی غاتید

حالا حتی آفتاب هم حال تابیدن نداشت چون غم مرگ قناری دلش را سوزانده بود

شنبه 11 آبان1387 توسط تینا |

حرف های بزرگ از آدم های کوچک..

دوستت دارم نه بخاطرشخصیت تو بلکه برای شخصیتی که وقتی با تو ام پیدا می کنم. . .


ادامه مطلب

پنجشنبه 2 آبان1387 توسط تینا |

تفاوت ها

تا حالا به شباهت ها و تفاوت های خانم ها و آقایون فکر کردید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 


ادامه مطلب

دوشنبه 29 مهر1387 توسط تینا |

روزگار غريب

راستش من و امير تصميم گرفتيم يه کم دل نوشته هامون رو بيشتر کنيم و کلا"يه کم بيشتر به وبمون برسيم براي همين هم اولين قدم رو من برداشتم:راستش من زياد مي نويسم و اصولا" از نوشتن لذت مي برم دوست دارم بعضي از نوشتهام و داستانک هام رو براي شما هم بزار تا بخونيد و نظر بدين اصلا" بگيد دوست داريد براتون بزارم يا نه؟؟؟؟؟


        روزگار غريبي است يکي در آبپاش گلاب دارد ويکي در گلاب پاش آب هم ندارد

 


 


ادامه مطلب

چهارشنبه 24 مهر1387 توسط تینا |

تاحالا حرفای بی استخوان شنیدی؟؟؟؟؟

این حرفا خیلی هم بی استخوان نیستن هااااااااا مراقب استخوان های کوچیکش باشین...


ادامه مطلب

شنبه 20 مهر1387 توسط تینا |

حکایت حقیقت

حکایت حقیقت....

عفاف گفت: مرا با برگ درخت زیتون مستور دارید

وقاحت گفت: مرا با نشان ها و امتیازات بیارایید

نیرنگ گفت: مرا به جامه اخلاص و صمیمیت ملبس نمایید

شرارت گفت: مرا با لباس نیکی و اخلاص بپوشانید

خیانت گفت: تاج امانت بر سر من بگزارید

استبداد گفت: صورت آزادی را بر چهره من نقش کنید

حقیقت گفت: مرا برهنه بگذارید و پیرایه بر من مبندید زیرا من هیچگاه از برهنگی خود شرمسار نیستم

چهارشنبه 17 مهر1387 توسط تینا |

میوه ها

ميوه مورد علاقتان کدام است؟؟؟؟؟

فکر کنيد تو يه مهموني نشستيد و يه ظرف ميوه بهتون تعارف مي کننيد شما هم ميوه ي مورد علاقتون رو برمي داريد اما مي دونيد همين انتخاب ميتونه قسمتي از شخصيت شما رو فاش کنه؟؟؟ ميوه مورد علاقتون کودومه؟؟موز؟ نارگيل؟ آناناس؟سيب؟هلو؟گلابي؟گيلاس؟پرتقال؟يا انگور سياه؟


ادامه مطلب

دوشنبه 15 مهر1387 توسط تینا |

تا حالا تاتوی اینجوری دیده بودین؟؟؟؟؟؟؟

اینا دیگه جدا" عجیب غریبن

  

 


ادامه مطلب

شنبه 13 مهر1387 توسط تینا |

جشن مهرگان جشن ایرانیان

امروز مهر روز در ماه مهر هست که به جشن مهرگان نزد ایرانیان باستان شهرت داشته جشن مهرگان متعلق به فرشته مهر.....

معرفی جشن مهرگان در ادامه مطلب. . .


ادامه مطلب

چهارشنبه 10 مهر1387 توسط تینا |

حکایت عشق. . .

حکایت

این حکایت خیلی قشنگ حتما" بخوانیدش...

در جزیره ای زیبا تمام حواس زندگی می کردند:شادی.غم.غرور.عشق.....روزی خبر رسید که به زودی جزیره به زیر آب خواهد رفت.همه ساکنین جزیره.....


ادامه مطلب

دوشنبه 8 مهر1387 توسط تینا |



به زودی در این مکان نوشته ای مناسب قرار خواهد گرفت
azetrom@gmail.com

اجتماعی
دنیای دیجیتال
داستان
خبری

امیر
تینا

دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان
تماس با من
آبجی
.::|| کوبیسم ||::.
طنز و سرگرمی
دل نوشته های دوست داشتنی
گلبرگی از باغ زیبای قرآن
اسلام ناب در انديشه ناب
یاد من باشد که تنها هستم!
طلوعی در شب
تنها ماندم ....
وبلاگ طرفداران همای
کردوان علیا
مهجور مشتاق
شاهنامه فردوسی با نثری روان
طرح ساده عشق
قلم ياز
من و تنهاییهای من
ماهی کوچولو
پسری بنام غم
روبوسی باران با پنجره....
اشکان و روژان
آرتین و آرتینا
خودم و خودت
بهزاد و آیسان
عشق من همیشه با من باش
سحری و آقا هانی
عشق 10ساله
آرزو علی
بلفی و لی لی بیت
عاشقانه های من و احسانی
ماه آسمون
عروسکم دیوانه وار عاشقت هستم
رویای بزرگ ..
ترانه نیلوفری
کلبه 2 عاشق
قالب وبلاگ

گوشی مجانی. . . واقعی

RSS 2.0

Locations of visitors to this page

Best Cod Music

Designed By ParsTheme